تبليغاتX
مــکــتــب اعــتـــدال
تعلیم افراطی گری و ترور در مدارس وهابیت

مدارس دینی وهابیت، محلّ آموزش افراطی گری و جنایت علیه انسانهای بیگناه است.

+ نوشته شده در چهارشنبه 25 خرداد1390ساعت توسط گروه اندیشه و دانش |

مکتب اعتدال و امت معتدل

مقاله " دورنمایی از مکتب اعتدال "

که با نام " مکتب اعتدال و امت معتدل " نیز منتشر شده است

را می توانید در پایگاه های اینترنتی زیر مشاهده نمایید:

1 -   2 -   3 -   4 -   5 -   6 -   7 -   8 -   9 -   10 -

+ نوشته شده در جمعه 10 اردیبهشت1389ساعت توسط گروه اندیشه و دانش |

اعتدال در قرآن

از تاریخ پنجشنبه سوم دیماه 1388 درس های تفسیر موضوعی قرآن کریم به وسیله حکیم اعتدال، استاد محمد حسین ملک زاده در دانشکده علوم سیاسی دانشگاه آزاد، واحد تهران مرکز به نشانی شهرک غرب، خیابان ایرانزمین،خیابان مهستان، آغاز می شود. این درس ها که به صورت هفتگی برگزار می گردد از ساعت 10 صبح شروع شده و تا ظهر ادامه دارد.

نخستین موضوعی که به مدت چند هفته در قالب این سلسله درس ها مورد بررسی و کنکاش قرار می گیرد تا دیدگاه قرآن دربارۀ آن آشکار گردد، موضوع « اعتدال در قرآن » می باشد؛ موضوعی که چند سالی است بخشی از مطالعات و تأملات جناب استاد را به خود اختصاص داده و تا به حال چند جلد کتاب در این زمینه تألیف نموده است.

+ نوشته شده در چهارشنبه 2 دی1388ساعت توسط گروه اندیشه و دانش |

سروش و تروریسم کلامی

اشاره:

« نوشتاری که پس از این از نظر می گذرانید، پاره ای از کتاب « راه سوم میان تحجّر و تجدّد » از مجموعه کتاب های مکتب اعتدال می باشد که در سال 86 به وسیله استاد ملک زاده به رشته تحریر درآمده است .

با آن که هنوز اصل کتاب به چاپ نرسیده و منتشر نشده است اما از آنجا که این قسمت از کتاب مذکور در چند ماه اخیر و در پی انتشار چند نامه از جانب دکتر سروش ، بیش از پیش مصداق عینی یافته و صدق مدّعی و محتوای آن ثابت گردیده است ، جناب استاد بی مناسبت ندیدند که فعلاً و بدین وسیله همین قسمت را منتشر سازند و إن شاء الله بعداً و در زمان مقتضی ، کل کتاب را منتشر نموده ، در اختیار جامعه فرهیخته و کتابخوان بگذارند . »

 

اگر بخواهیم روشنفکران برآمده از دانشگاه که ضمن تأکید بسیار بر مسلمانیِ خویش ، به دین و دنیای ایرانیان در دورۀ معاصر پرداخته اند را در بازۀ زمانی پس از حکومت رضاخانی تا اواخر دهۀ هفتاد شمسی ( یعنی سال های افول ستارۀ بخت و اقبال سروش به عنوان روشنفکری در خور توجه و اثرگذار ) از نظر شهرت ، محبوبیت عمومی و تأثیرگذاری بر عاطفه و عاقلۀ اقشار مختلف ، به خصوص جوانان و دانشگاهیان ، رتبه بندی نماییم ، بی هیچ دغدغه و شائبه ای ، مرحوم شریعتی در جایگاه نخست قرار می گیرد .

گرچه در اواخر دهۀ شصت و اوائل دهۀ هفتاد شمسی ، شخصی مانند سروش نیز با یدک کشیدن عنوان روشنفکر و حتی روشنفکر دینی ، پای در رکاب کرده و بر توسن فرصت های پدید آمده در آن سال ها و در فضای فکری و فرهنگی کشور در آن زمان ، سوار شد و جلوه و جمالی یافت و هنگامه و غوغایی به پا کرد ، ولی باز هم نتوانست جایگاه و منزلت شریعتی را از نظر شاخص های پیش گفته تصاحب نماید .

جناب دکتر سروش که شاید بتوان با مسامحه و اغماض ، او را از نوادگان فکری مهندس مهدی بازرگان – و نه شریعتی – به شمار آورد ، به لحاظ شخصی ، فرد بسیار پُر مطالعه ای است و دارای ذهنی پویا و جستجوگر می باشد . آگاهی های نسبتاً فراوانی هم نسبت به دستاوردهای علمی و اندیشه های فلسفی و کلامی مغرب زمین برای خویش فراهم آورده است . با آیین نگارش ادیبانه به زبان فارسی هم آشنایی شایسته ای دارد و اشعار زیادی از مولوی را نیز از بر کرده است و ظاهراً افزون بر دارو سازی ، زبان انگلیسی را هم نیک می داند .

وقتی مارکسیست ها برو و بیایی داشتند ، به عنوان یک بچه مسلمان تحصیل کرده ، نقدهای قابل قبولی را متوجه اندیشه های مارکسیستی می ساخت .

اگر چه از نظر خلاقیت و جذابیت و شور و خروش موج آفرین ، به مرحوم شریعتی نمی رسد اما به لحاظ علمی ، در بعضی زمینه ها فاصلۀ میان او و شریعتی همچون فاصلۀ میان استاد و شاگرد است و به میزان زیادی از شریعتی ، قوی تر ، پخته تر و در بحث هایش عمیق تر است.

با این اوصاف به نظر می رسد اگر آشنایی وی با اسلام نیز از دقت و عمق کافی برخوردار بود و این چنین با فریفتگی و متعصبانه بر تعمیم تئوری های غربیان در باب دینِ مسیحیان و متون دینیِ تحریف شدۀ آنان ، بر اسلام و قرآن پای نمی فشرد ، چه بسا می توانست تعبیر روشنفکر دینی یا روشنفکر اسلامی – که به باور برخی ، اصطلاحی تهی از معنا ، پارادوکسیکال و غیر قابل تحقق است – را تحقق عینی و خارجی بخشد .

عبرت آموز آنکه از آن سو نیز علی رغم آنکه عبدالکریم سروش با مجموعۀ مقاله ها ، کتاب ها و سخنرانی هایش و موضع گیری ها و تئوری بازگردان های جنجالی اش از ظرفیت بالایی برای جذب و گردآوریِ دگراندیشان و مخالفان اندیشه های اصیل اسلامی و حوزه های علمیه ، به دور خود برخوردار بود ، ظرفیت جذبی که می توانست او را به مراتب جذاب تر و  محبوب تر از همۀ دیگرانی که از سال ها پیش از او در این طریق گام برداشته بودند نماید و او را به آن آرزوی دیرینه رسانده و در جایگاه مارتین لوتر مسلمین – دست کم در محدودۀ جغرافیایی ایران – بنشاند اما لااقل با مانعیت دو نکتۀ شخصیتی و تاریخی ، وی از تحصیل چنین مقبولیت و محبوبیتی در میان آن طیف محروم ماند .

منظور از نکته شخصیتی ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه 5 مهر1388ساعت توسط گروه اندیشه و دانش |

کتاب دورنمایی از مکتب اعتدالانتشار نخستین جلد از

مجموعه کتاب های مـکـتـب اعــتــدال

پنج سال پس از نگارش

كتاب « دورنمايي از مكتب اعتدال‌» نخستين كتاب از مجموعه آثار محقق و مدرس حوزه و دانشگاه استاد محمد حسین ملک زاده درباره اعتدال و يا به تعبير دقيق‌تر ، « مكتب اعتدال ‌» است و دارای شناسۀ « مكتب اعتدال 1 ‌» می باشد.

این کتاب برای نوبت اول در تابستان سال 1388 در 80 صفحه و در شمارگان 3000 نسخه به وسیله انتشارات ابتکار دانش به چاپ رسیده است .

در مقدمه ناشر بر کتاب دورنمایی از مکتب اعتدال آمده است :

« اين كتاب كه به مثابۀ « كم گوي و گزيده گوي چون دُر » كم حجم امّا بسيار پرمحتوا است از دو بخش تشكيل يافته است‌.

بخش اول‌، نوشتاري است كه در سال 1383 (در طول سفر زيارتي چند روزه به مشهد مقدس‌) به نگارش درآمده و نشانگر طرح كلي‌، خطوط اوليه و دورنمايي از انديشۀ «مكتب اعتدال‌» در ذهن نويسندۀ آن است كه مي‌تواند افق‌هاي تازه‌اي را پيش روي امت اسلامي و نخبگان مسلمان در مسير بيداري اسلامي‌، توليد علوم اسلامي و برپايي تمدن عظيم اسلامي بگشايد و طريق درست حركت مسلمين به سوي كمال در جادۀ اعتدال و عقلانيت اسلامي را ترسيم نمايد. »

چكيده‌ بخش اول کتاب :

1- جهان‌بيني و ايدئولوژي الهي‌، اعتدال را يكي از خطوط برجسته و مهم تكوين و تشريع مي‌داند.

2- اسلام به دنبال رسيدن به انسان كامل است و از ديد آن‌، انسان كامل همان انسان معتدل و متعادل است‌.

3- مكتب اعتدال در عرصه برون ديني در قبال كساني كه اسلام را به افراط و تفريط متهم مي‌كنند، كاركرد دفاعي دارد و اتهامات آنها را به خوبي پاسخ مي‌گويد.

4- انديشۀ اعتدال به عنوان يكي از اصول قابل توجّه در زمينه كشف نظر شارع در عرصه‌هاي گوناگون و كشف پاسخ دين به پرسش‌هاي تازه و به عنوان يكي از ضابطه‌هاي اساسي در زمينه نظريه‌پردازي در علوم اسلامي و توليد علوم اسلامي جديد و در ساحت مهندسي توسعۀ متعالي و متعادل و طراحي نقشه جامع علمي و فرهنگي براي امت اسلامي‌، درخور كاربست است‌.

5- بر مبناي مكتب اعتدال‌، انديشه‌ها و نظرات افراطي يا تفريطي نه تنها نمي‌توانند ريشه در دين داشته باشند بلكه مخالف دين مي‌باشند.

6- اسلام حقيقي و حركت در راه درست و صراط مستقيم چيزي نيست به جز پرهيز از افراط و تفريط و حركت بر روي خط ميانه و متعادل‌؛ لذا بيداري اسلامي‌، اصول گرايي اسلامي و بازگشت به اسلام راستين‌، ميسّر نمي‌شود مگر با رسيدن به اعتدال اسلامي و ارتقاء به جايگاه امت ميانه كه ثمرۀ آن برپايي تمدن اصيل اسلامي است‌.

*****

امّا بخش دوم این کتاب که دارای عنوان « میانه روی زیر تابش چهل نور » می باشد مشتمل بر چهل حديث از كلمات نوراني معصومين (علیهم السلام) درباره اعتدال و ميانه‌روي است كه به وسيله نویسنده ، انتخاب‌ و ترجمه شده و عنوان بندي مناسبی یافته‌اند.

شايان اشاره است كتاب دورنمایی از مکتب اعتدال را مي‌توان درآمدي بر ديگر كتاب‌هاي استاد در زمينه اعتدال به حساب آورد ؛ کتاب هایی که تحت عنوان کلیِ « مجموعه کتاب های مکتب اعتدال » نامگذاری شده اند .

+ نوشته شده در سه شنبه 24 شهریور1388ساعت توسط گروه اندیشه و دانش |

بررسي همه جانبۀ آموزه‌هاي الهي و گزاره‌هاي ديني در دين مبين اسلام

به خوبي نشانگر اين حقيقت است كه

اسلام‌، نظام عالم را كه نظام اَحسن است به عنوان نظامي اعتدالي معرفي مي‌نمايد

 و انسان را نيز در تمامي ابعاد و عرصه‌هاي زندگي‌، به تعادل و اعتدال‌، دعوت مي‌كند

و او را از افراط و تفريط باز مي‌دارد

و بر اين اساس مي‌توان گفت اسلام‌، مكتب اعتدال است‌.

+ نوشته شده در جمعه 25 اردیبهشت1388ساعت توسط گروه اندیشه و دانش |

            از اسلام آمریکایی تا اعتدال آمریکایی

همان گونه که می دانید یکی از تعابیری که پس از انقلاب اسلامی ، وارد فرهنگ سیاسی جمهوری اسلامی ایران و شاید حتی وارد فرهنگ لغات سیاسی جهان شد تعبیر « اسلام آمریکایی » بود .

 این اصطلاح بیانگر قرائتی از اسلام است که مطابق دیدگاه های لیبرالیستی یا متناسب با امیال و اهداف امپریالیستی و استکباری تنظیم شده باشد و محرومان و پابرهنگان در آن محلی از اِعراب نداشته باشند و در آن به عوض مبارزه با پدیدۀ فقر با فقرا بی مهری می کنند ؛ اسلام اشرافیت خواهی ، رفاه زدگی و تجمّل گرایی و شکم پرستی ؛ اسلام مرفّهین بی درد ؛ اسلامی که مسلمانانش می توانند چهرۀ مسکین و یتیم و اسیر را از همان پشت در، از طریق آیفون تصویری ببینند و در را برایشان باز نکنند تا آنها هیچگاه فرصت مطرح کردن نیازشان را نیابند ؛ اسلامی که اسراف کاران و تبذیرگران  را برادران شیاطین نمی داند ؛ اسلامی که در آن با مال به دست آمده از راه دزدی و رشوه خواری و گران فروشی و احتکار و رانت خواری و ... هم می توان حج – اعمّ از حَجَّة الاسلام و یا حج مستحبّی – به جای آورد ؛

اسلامی که تنها در درون مسجد و بر روی سجّاده معنا دارد نه در عرصۀ زندگی اجتماعی بشر ؛ اسلام جدایی دین از سیاست ؛ اسلام التقاط ؛ اسلامی که در آن بین «شعار» و «عمل» هیچ نسبت و رابطه ای برقرار نیست مگر بی ربطی و دوگانگی ؛ اسلامی که اخبار رسانه هایش به مصداق آیۀ شریفۀ قرآن ( إن جائکم فاسق بنبإ فتبیّنوا ...   حجرات/ 6  ) تنها پس از تبیّن قابل پذیرش هستند ؛

 اسلامی که ایمان به آن جنبۀ تاریخی دارد و قرآنش از سطح الهامات شاعرانه فراتر نمی رود ؛ اسلامی که می توان خود را باورمند به آن نامید و در عین حال علیه خدا راهپیمایی به راه انداخت ؛ اسلامی که در آن، فقط سخن از انتظار بشر از دین است، نه تکالیف انسان در برابر خدا ؛ اسلامی که در آن هیچ تنافی و تنافری میان « صلات » و « فحشاء و منکر » وجود ندارد ؛ اسلامی که متدیّنان به آن می توانند سازمانی با عنوان « همجنس بازان مسلمان » ( نام سازمانی در کشور آمریکا با عضویت جمعی از معتقدان به اسلام آمریکایی ! ) تأسیس نمایند ؛

اسلامی که پیروانش به رغم آنکه هر صبح و شام صدای الله اکبر گفتنشان بلند است اما هر قدرتی - به ویژه ابر قدرت های نظامی و اقتصادی در عرصۀ بین الملل – را از خدا بزرگ تر و تواناتر می انگارند و آنقدر که نسبت به آنها پرهیزگارند در برابر پروردگار عالم ، تقوا ندارند ؛ اسلامی که در آن حتی می توانی با نوع عزاداریت برای حسین (ع) ، دل یزید را شاد کنی ! ؛ اسلامی فاقد عدالت محوری و ظلم ستیزی ؛ اسلامی که اجازه می دهد بی هیچ دغدغه ، هم شریک دزد باشی و هم رفیق قافله ؛ اسلامی که میان خدا و خرما جمع می کند ؛ اسلامی که در آن همزمان هم می توان عزادار حسین (ع) بود و هم همدست یزید ؛

 اسلامی که در آن ، امر به معروف و نهی از منکر اگر انجام شود فقط نسبت به امور و موارد جزئی ، سطحی و کم اهمیت انجام می شود و تازه در همان موارد هم حتی با رعایت تمامی حدود و شرایطش باز دخالت در حریم خصوصی افراد است و در نتیجه امری زشت و ناپسند تلقّی می گردد ؛ اسلامی که با جهاد رابطه ای ندارد ؛ اسلام افراط وتفریط ؛ اسلامی که همان طور که لیبرال ها معتقدند ، در آن به جای حقّ و باطل ، نفع و ضررِ شخصی، اصالت یافته باشد ؛ اسلامی که هم متجدّد مآبان آن را می پسندند و هم متحجّران ، عملاً با آن مشکل جدّی و قابل توجهی ندارند ؛ و ... .

 مفهوم و اصطلاح « اسلام آمریکایی » بدان جهت مطرح شد و مورد تبیین و تأکید قرار گرفت که هشدار و بیدار باشی باشد تا هر پیام و ندایی که به نام اسلام و قرآن برخاست را نمی توان به عنوان اسلام حقیقی و یا به اصطلاح ، به عنوان « اسلام ناب » تلقّی به قبول نمود بلکه نخست باید با بررسی های ژرفکاوانه از تطابق آن پیام با حقیقت اسلام و اسلام حقیقی ، اطمینان حاصل کرد سپس بدان ندا لبیک گفته ، پاسخ مثبت داد .

بر همین قیاس و با دغدغه ای نظیر آن می توان اعتدال را نیز به « اعتدال اسلامی » و « اعتدال آمریکایی » - و البته اعتدال های دیگر - تقسیم نمود .

اعتدال آمریکایی یعنی تسلیم محض و فرمانبردار بی چون و چرا بودن در مقابل منویّات و خواسته های کاخ سفید و یا به بیان صریح تر و البته زننده تر باید گفت آمریکایی ها کسی را معتدل و میانه رو می خوانند که در مقابلشان کاملاً « رام » باشد تا افسار او را به هر سویی کشیدند بدون ذره ای مقاومت به همان سو برود !

+ نوشته شده در شنبه 5 اردیبهشت1388ساعت توسط گروه اندیشه و دانش |

مصاحبه با استاد ، قسمت دوم

خبرگزاری رسا ، سرويس فرهنگي ـ استاد حوزه علميه قم و دانشگاه اظهار داشت:

 فقه اصيل و پویا ثمره برقراري تعادل ميان تقواي فقهي

و شهامت در نوآوري است.


نامگذاري امسال به«نوآوري و شکوفايي» بهانه‌اي شد تا ديدگاه‌هاي مسؤولان و فضلاي برجسته حوزه را در اين زمينه استخراج و انعکاس دهيم تا مشعلي را فراراه عزم جدي و همگاني در زمينه تحول، نوآوري و در نتيجه شکوفايي روزافزون حوزه علميه بيافروزيم.


مي‌خواهيم نوآوري در هر يک از شؤون، حوزه علميه را واکاويم؛ از اين‌‌‌رو از حجت‌الاسلام محمدحسين ملك زاده استاد حوزه علميه قم و دانشگاه تقاضا کرديم تا راهنماي ما در زمينه «نوآوري‌هاي فقهي» باشد.

قسمت دوم اين مصاحبه تقديم مي شود.

رسا ـ آيا فتواي مخالف مشهور ناشي از نوآوري فقهي نگران كننده است؟

                                                                          مشاهده متن مصاحبه در خبرگزاری رسا



ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه 7 بهمن1387ساعت توسط گروه اندیشه و دانش |

 مصاحبه با استاد ، قسمت نخست

خبرگزاری رسا ، سرويس فرهنگي ـ حجت‌الاسلام محمدحسين ملك زاده استاد حوزه علميه قم و دانشگاه با اشاره به ضرورت تحول در حوزه هاي علميه گفت:

 وظیفۀ نواندیش دینی و نوآور فقهي ،

جمع سالم ميان اصل و عصر جمع است.

نامگذاري امسال به«نوآوري و شکوفايي» بهانه‌اي شد تا ديدگاه‌هاي مسؤولان و فضلاي برجسته حوزه را در اين زمينه استخراج و انعکاس دهيم تا مشعلي را فراراه عزم جدي و همگاني در زمينه تحول، نوآوري و در نتيجه شکوفايي روزافزون حوزه علميه بيافروزيم.

مي‌خواهيم نوآوري در هر يک از شؤون حوزه علميه را واکاويم ؛ از اين‌‌‌رو از حجت‌الاسلام محمدحسين ملك زاده استاد حوزه علميه قم و دانشگاه تقاضا کرديم تا راهنماي ما در زمينه «نوآوري‌هاي فقهي» باشد.


رسا ـ آيا نوآوري در فقه، ضرورت دارد يا خير؟


فقه پويا و پاياي شيعي در طول تاريخ خود هميشه با نوآوري همراه بوده است و به لحاظ تاريخي مي‌توان به جرأت گفت نوآوري، يك واقعيت غيرقابل اغماض در فقه و تفقّه شيعه مي‌باشد.

                                                                          مشاهده متن مصاحبه در خبرگزاری رسا



ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه 7 بهمن1387ساعت توسط گروه اندیشه و دانش |

متن منتشر شده در ماهنامه سوره ، شماره 30 :

دفـــاع از اعـــتـــدال

  نوشتۀ استاد ملک زاده

يكي از كلماتي كه به ويژه در قرون اخير و به خصوص در دنياي سياست به اشتباه استعمال شده و بر افرادي كه اهليت و لياقت آن را نداشته اند اطلاق شده است كلمة «معتدل» و «ميانه رو» است. بدين صورت كه معمولاً آدم‌هاي سست عنصر، مسامحه‌كار و اهل تفريط و كوتاهي و گروه‌ها و جريانات متشكل از اينگونه آدم‌ها و همسو و همفكر با آنان كه خيلي سريع و آسان نسبت به «حق» كوتاه مي‌آيند و به بهاي اندكي بر سرِ آن معامله مي‌كنند به عنوان افراد و گروه‌هاي ميانه‌رو معرفي مي‌شوند و متقابلاً اشخاص، تشكل‌ها و جناح‌هايي كه عزت مدارانه و غيرت‌مندانه بر حق پافشاري مي‌كنند و ملتزم به حقيقت بوده و به معاملة بر سر حق، راضي نمي‌شوند به عنوان اشخاص و گروه‌هاي افراطي ومتعصب معرفي مي‌گردند.
عنصر اعتدال و ميانه‌روي چنان در اسلامي بودن امت، نقش كليدي و اساسي دارد كه خداوند بزرگ، امت اسلامي را «امت ميانه و معتدل» مي‌نامد و مي‌فرمايد: «و كذلك جعلناكم امة وسطاً» ]بقره/143].
جالب آنكه قرآن مجيد حتي وقتي مي‌خواهد جمع قليلي از يهوديان و مسيحيان را از انحرافات و كج‌روي‌هايي كه اكثريت يهود ونصاري بدان دچار بودند استثناء كند و آن جمع قليل را به عنوان جمعيتي با ايمان ودرستكار معرفي نمايد آنان را با عنوان امت معتدل و ميانه‌رو و امتي پرهيزكننده از افراط وتفريط، معرفي مي‌كند و مي‌فرمايد: «منهم امة مقتصدة» ]مائده/66].
مسأله اعتدال نه تنها صرفاً يك توصيه ساده اخلاقي يا دستور عادي ديني، آن هم در برخي زمينه‌ها نيست و از اين سطوح بالاتر است، بلكه ميانه روي و اعتدال، يكي از خطوط برجسته جهان بيني توحيدي است كه بر همة شؤون و ساحت‌هاي حيات، سايه‌افكنده است و نه تنها تشريعاً بلكه تكويناً نيز خداوند به مقتضاي حكمت بالغة خويش، نظام هستي را بر پاية اعتدال و تعادل آفريده و بر اساس تناسب و توازن استوار ساخته است «والسماء رفعهاو وضع الميزان» [الرحمان/7[. و شكل مطلوب عالم وآدم، حالت ميانه، متعادل و متوازن آنهاست و لذا انسان، فطرتاً و طبعاً ميانه روي را مي‌پسندد.
و به نظر مي‌رسد همين مطلوبيت عامّ «اعتدال» كه حتي بدون در نظر گرفتن دلائل نقليِ اسلامي نيز مورد پسند طبع و عقل سليم انسان - با هر دين، مذهب و گرايشي - مي‌باشد سبب شده تا بدين گستردگي مورد طمع فرصت طلبان و سوء استفاده گران - به ويژه درساحت سياست – قرار گيرد و به صورتي نابجا به كار برده شود. به طور مثال در عرصة سياست منطقه‌اي و بانگاهي به بحث و تحليل‌هاي سياسي در خاورميانه مي‌بينيم برخي از سران دست نشانده وسياسيون سازشكار و ترسوي منطقه با سوء استفاده از تأكيد بر افراطي بودن گروه‌هايي مانند طالبان يا القاعده سعي مي‌كنند خود رامعتدل نشان دهند. جالب آنكه عرف و ادبيات سياسي و نويسندگان و مفسران رسانه‌اي نيز به كمك آنان آمده اند و آنان را ميانه رو مي‌خوانند.
در حاليكه به همان نسبت كه تكفيري‌هايي مانند طالبان و القاعده (به ويژه شاخة عراق) افراط گرا، بي منطق ونامعقول هستند و هيچ بهره‌اي از اعتدال نبرده اند (ودر واقع دشمنان خانگي اسلام و مسلمين هستند) اين رجال سياستباز نيز از ميانه روي و اعتدل بي بهره بوده و به شدت اهل تفريط و كوتاهي مي‌باشند لذا اطلاق لفظ ميانه رو بر آنان يا به جهت شفاف نبودن افراط، تفريط و اعتدل در حوزة مفهومي و يا مصداقي است،يا به جهت تسامح در تعبير است ويا از قبيل تأسيس و جعل اصطلاح مي‌باشد.
نكته جالب ديگر اينكه هم اين تفريطي‌ها و هم آن افراطي‌ها - از قبيل سپاه صحابه در پاكستان، طالبان در افغانستان، القاعده در عراق و... - هر دو به طور كامل در خدمت تحقق اهداف ونقشه‌هاي استعمار و استكبار در جهان اسلام مي‌باشند البته گاهي مجري مستقيم آن طرح‌ها هستند و گاهي تسهيل كننده آنها.
نكته ديگري كه نبايد از نظر دور داشت اينست كه هر چه در باب تفريط كار بودن سردمداران و رجال سياسي منطقه گفتيم ناظر به موضع‌گيري‌ها، سياست‌هاي اتخاذ شده واقدامات آنها در مقابل بيگاناگان و درجهت حق مداري وعدالت خواهي است و لكن اينان در جهت عكس- با مردم كشورهاي خويش با تندي، خشونت و سختگيري برخورد مي‌نمايند و از جايگاه يك حكومت مستبد و ديكتاتوري، در جايي كه منافع شخصي خودشان در ميان باشد، به شدت در حق ملت‌هايشان افراط مي‌كنند. و اين يعني دوستي با دشمنان و دشمني با خويشان كه اين روش دقيقاً در تضاد با آية شريفه «اشداء علي الكفار رحماء بينهم» ]فتح /29 [ مي‌باشد و اتخاذ چنين روشي دليليست - علاوه بر هزاران دليل ديگر - بر ضد اسلامي بودن - و نه تنها غير اسلامي بودنِ - اين حكومت‌ها.
از كشورهاي اطرافمان كه بگذريم، درهمين كشور خودمان هم اگر چه از قبيل آنگونه سران، آن هم به آن پايه از ضعف و فرومايگي در مقابل بيگانگان،كمتر داريم ولي در درجاتي پايين تر و به صورت‌هايي ديگر، صاحب منصبان و سياستمداراني داريم كه خود را منادي اعتدال و منش عقلايي مي‌دانند در حالي كه نگاهي به كارنامة مديريت‌ها و مسئوليت‌هاي طولاني مدتشان و همچنين آراء و اقداماتشان در فضاي سياسي و انتخاباتي كشور به وضوح نشان مي‌دهد آنان علي رغم شعار اعتدال و ميانه روي و متهم كردن رقباي انتخاباتي خود به افراطي‌گري، طالبانيسم، خشونت طلبي، فاشيسم، اقتدارگراييِ افراطي و ده‌ها عنوان نظير اينها، نه تنها ميانه رو و اهل اعتدال نيستند بلكه همانند سران منطقه‌اي كه از سويي اهل تفريط و از سوي ديگر افراط كارند، اينان نيز با جمع ضدّين، هم زمان هم اهل تفريط و هم اهل افراط هستند بدين ترتيب كه در قبال ارزش‌‌هاي ديني و فرهنگي و توجه به مستضعفين كاملاً مسامحه كار و اهل تفريط و كوتاهي‌اند و هيچ عزمِ جزم و جدّيتي در اين زمينه ندارند و از آن طرف در راستاي اجراي پروژه‌ها و برنامه‌هاي كذايي خود و يا بسط شعارهاي فانتزي و روشنفكرانه و گستراندن سفرة تساهل و تسامح (Tolerance) كه اتفاقاً اين امور را هم به شدت براي توسعة اقتصادي و سياسي كشور لازم مي‌دانند! بسيار سخت‌گير، خشن، تندرو و افراطي هستند و كمترين گذشت وتساهلي به خرج نمي‌دهند تا آنجا كه اگر صداي خرد شدن استخوان مردم زير چرخ‌هاي توسعة آنان، گوش عالم و آدم را كر كند وفرياد تمامي دلسوزان اسلام و ميهن اسلامي، در باب فراموش شدن فرهنگ و ارزش‌هاي ديني به آسمان برسد باز هم آنان كار خود را ادامه مي‌دهند و حتي خم به ابروي مبارك نمي‌آورند.
علاوه بر سوء استفاده چي‌هاي داخلي و برخي سران و سياست پيشگان منطقه‌اي، غربيان نيز نگاه تأمل برانگيزي به مقولة اعتدال وافراط دارند كه البته هر مستكبر و خود بزرگ‌بيني معمولاً داراي چنين نگاهي هست.
آنان ملاك معتدل بودن يا افراطي بودن اشخاص، گروه‌ها و كشورها را در نسبتي مي‌دانند كه آنها با غربيان و قدرت‌هاي جهاني برقرار مي‌كنند. بدين معني كه اگر كسي بي چون و چرا در مقابل هژموني غرب، سر تعظيم فرود آورَد و بله قربان گويِ هميشگي غرب باشد فردي كاملاً معتدل و متعادل و طبعاً بسيار معقول و منطقي است و اگر كسي اين جرأت را به خود بدهد كه اندكي با زياده خواهي و سلطه جويي غرب مخالفت نمايد فردي نامعقول و متعصب (Fanatic)، افراطي (Extremist) و تندرو (Radical) و در صورت تأكيد بر ديانت، به اصطلاح مشهور آنها، بنيادگرا (Fundamentalist) مي‌باشد كه هيچ منطقي را نمي‌شناسد به جز منطق زور.
اين خلاصه‌اي گويا از معيار غرب به رهبري ايالات متحده آمريكا درتشخيص جريان‌هاي معتدل و تندرو و همچنين چگونگي برخورد با دستة دوم يعني افراطي‌ها و تندروهاست و همين معيار و روش برخورد كه از افراطي‌ترين و بي‌شرمانه‌ترين جلوه‌هاي قلدري در تاريخ بشر است، در چند سال اخير به روشني هر چه تمامتر و در جلوي چشم جهانيان در منطقة ژئو استراتژيك خاورميانه به اجرا گذاشته شده است تا همگان بيش از پيش با قرائت آمريكايي از برقراري «اعتدال» و مبارزه با افراط وتندروي آشنا شوند.
به هر حال همانگونه كه پيشتر نيز اشاره شد به مجرد اينكه عده‌اي از اهل افراط يا تفريط حالا در هر گوشه‌اي از جهان و در هر مقطعي از زمان، از عنوان زيباي اعتدال به صورتي ابزاري در جهت مقاصد خودشان و به انگيزة خوب جلوه دادن خود و متهم نمودن ديگران، استفاده نمايند و ياتحليل‌گران سياسي با سوء تعبير، تفريط گران را ميانه رو بنامند، غباري بر چهرة دلرباي اعتدال و ميانه روي نمي نشيند و رفتار ميانه روانه كماكان رفتاري پسنديده، معقول، مطلوب و اسلامي است و تزوير و سوء استفاده و يا سوء تعبير آنها، صرفاً اين وظيفه را بر عهدة آگاهان و نخبگان جهان اسلام مي‌گذارد كه با تبيين دقيق و شفاف مفهوم «ميانه روي و اعتدال» و همچنين «افراط» و «تفريط» به خصوص با استعانت از متون و نصوص دين اسلام و اشاره به مصاديق و تطبيقات آنها در ساحت‌هاي گوناگون حيات فردي و اجتماعي، فرصت سوء استفاده را از اين گونه افراد،گروه‌ها، جناح‌ها و كشورها بگيرند وحقيقت را بيش از پيش براي ملت‌ها و به ويژه مسلمانان در اقصي نقاط جهان آشكار سازند.
از اين منظر، بيداري اسلامي (الصحوة الاسلامية) و بازگشت به اسلام راستين و اصول گرايي اسلامي (الاصولية الاسلامية)، چيزي نيست مگر رسيدن به اعتدال اسلامي و ارتقاء به جايگاه امت ميانه كه نتيجة آن بر پا داشت تمدن اصيل وحقيقيِ اسلام خواهد بود؛ ان شاءالله.

+ نوشته شده در شنبه 5 بهمن1387ساعت توسط گروه اندیشه و دانش |

 

فهرست عناوین ۱۵ جلد از مجموعه کتاب های " مکتب اعتدال " :

     ۱-  دورنمایی از مکتب اعتدال

     ۲-  میانه روی در جهان سیاست

     ۳-  راه سوم میان تحجّر و تجدّد

     ۴-  درآمدی بر اعتدال در قرآن

     ۵-  درآمدی بر اعتدال در نهج البلاغه

     ۶-  درآمدی بر اعتدال در صحیفۀ سجّادیه

     ۷-  اعتدال در چهل نور گفته از پیامبر (ص)

     ۸-  اعتدال در چهل نور گفته از امیرالمؤمنین (ع)

     ۹-  اعتدال در چهل نور گفته از امام صادق (ع)

    ۱۰-  ازدواج و تشکیل خانواده در پرتو اعتدال

    ۱۱-  مکتب اعتدال ( مجموعه مقالات ) ج۱

    ۱۲-  مکتب اعتدال ( مجموعه مقالات ) ج۲

    ۱۳-  مکتب اعتدال در قرآن ( ترتیبی )

    ۱۴-  مکتب اعتدال در آینۀ کتاب و سنّت ( موضوعی ) ج۱

    ۱۵-  مکتب اعتدال در آینۀ کتاب و سنّت ( موضوعی ) ج۲  

+ نوشته شده در چهارشنبه 2 بهمن1387ساعت توسط گروه اندیشه و دانش |

ميانه روي و اعتدال، امریست که هم عقل، آشکارا به خوبی و لزوم رعایت آن حکم  می کند

وهم عقلاء عالم در طول تاریخ بشر، آن را امری پسندیده دانسته اند

 و افراط وتفریط را که بر ضد اعتدال است، مذموم شمرده اند.

 و این تأکید عقل و عقلاء تا آنجاست كه حتی در توصيف رفتار معتدل از تعبير «رفتار معقول و منطقي»

 و در توصیف رفتار افراطی یا تفریطی از تعبیر «رفتار نامعقول و غیرمنطقی» استفاده مي گردد.

فهرست كتاب هاي مكتب اعتدال

+ نوشته شده در سه شنبه 1 بهمن1387ساعت توسط گروه اندیشه و دانش |